ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

252

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گفت : « نه . » گفت : « او مىگويد : به خاطر خودت و به خاطر رعيت من از اين جا برو . » گفت : « نمىروم . » گفت : « پس من هم دستورى كه او داده ، اجرا مىكنم . » گفت : « بكن . » او هم شمشير كشيد و طناب‌هاى سراپرده شهاب الدين را بريد و گفت : » « به فرمان سلطان از اين جا برو ! » شهاب الدين نيز ناچار ، با بىميلى ، همراه لشكريان خويش از آن جا رفت و روى به سرزمين هند نهاد ، و چون به خاطر رفتارى كه برادرش با وى كرد ، خشمگين بود ، در غزنه نماند .